دیروز بعد از یک گفتگوی مختصر با خواهرم، تصمیم گرفتم یکم اسپانیایی یاد بگیرم. صرفا در این جهت که بفهمم یادگیری زبانها به خودی خود کار سختی نیست و همه میتونن به راحتی و با یکمی تلاش یادش بگیرن. توصیه خواهر هم این بود که فعلا با دولینگو شروع کنم، هرچند که قرار شد بعد از یادگیری حدود 400 لغت ابتدایی که توی همه زبانها پرکاربرد هستن، کار رو از طریق یک سری دوره و ویدیو ادامه بدم و بعد از رسیدن به 1500 لغت، اگر دوست داشتم ادامه بدم برم و سر کلاس اسپانیایی بشینم.
چرایی این عددها هم منطق زبانیای هست که اولینبار معلم زبان مدرسهمون دربارش برامون توضیح داد: اینکه کل کلمات روزمرهای که ما استفاده میکنیم حدود 2000 تا 3000 واژه هست و کسی که بتونه این میزان لغات رو به صورت گلچین شده رو به صورت اصولی و درست یاد بگیره، احتمالا با کمی تلاش و مطالعه گرامر میتونه به زبان ما تقریبا اکثر مکالمات روزمره رو انجام بده.
400 کلمه اول، کلمات خیلی پرکاربردی هستن که همه جا ممکنه استفاده بشه. مثلا توی انگلیسی این 400 کلمه رو چندتاش رو میتونیم بگیم: it,that, he, she, my, water, sun, cold, warm, see, listen,write, read,book,love,mother,fater,brother, و کلمات ساده و پرکاربردی که تقریبا همیشه بیس اصلی جملات رو میسازند.
1100 تا بعدی، کلماتی هستن که شما به شما کمک میکنن جملات کامل بسازید، ساختارهای گرامری رو درست به کار ببرید و اطلاعات بیشتری درباره محیط پیرامونیتون منتقل کنید. قیدهای زمان و مکان و حالت به همراه لغات و اسامی اشیا و چیزهایی پیرامونی انسان رو معمولا این 1100 تا کلمه تشکیل میدن. مابقی واژهها، بسته به هدف یادگیری انتخاب میشن و اولویت بر اساس اینه که افراد دوست دارن به چه سمتی حرکت کنن.
برای اسپانیایی هم قراره فعلا یک چنین مسیری رو طی کنم؛ هرچند، که قراره یک کار با مصرف کمتر انرژِی و البته کاملا فان باشه و تعداد کلمات رو هم از طریق فلش کارتهایی که با نرمافزار Anki میسازم میشمارم. فلش کارتهایی که برای یادآوری برنامهریزی شده ازش استفاده میکنم و بهم کمک میکنن تا با دقت و ماندگاری بیشتری این کار انجام بشن.
نکته دیگه اینه که برای اینکه این اتفاق نیفته که من برای رسیدن به کلمه اسپانیایی توی ذهنم از فارسی به انگلیسی برم و از انگلیسی به اسپانیایی و گیچ بشم، دارم تلاش میکنم تا لغات رو به همراه جملات و همچنین تصاویر حفظ کنم نه به صورت معنی شده به فارسی. هرچند که هم کار سختتریه و هم اینکه موفقیت صد درصدی نداره. به خصوص برای کلماتی که مابه ازای فیزیکی ندارن و اسم شی یا جاندار نیستن.
در کل، تجربه جالبی خواهد بود که بازم ازش خواهم نوشت. امیدوارم حداقل در اوایل مهرماه که قراره این پست رو بخونم، تونسته باشم با همین روند ساده به دویست لغت اول برسم. امیدوارم.