ابتذال چیست؟
امروز موقعی که داشتم اینستاگرام رو نگاه میکردم، تعداد زیادی پست و ویدیو و ریلز، دیدم با این مضمون که گویا بین دفتر رضاپهلوی و علیکریمی و امید دانا درگیری پیش اومده و دارن به همدیگه میپرن. شگفتانگیز اینکه همه این افراد، خود را «خواهان دموکراسی»، «پادشاهیخواه» و حامی رضاپهلوی مینامند.
حقیقتا وقتی من به اپوزیسیون نگاه میکنم خیلی وضعیت ناراحتکنندهای داره. نظام سیاسی مستقر در ایران، هر میزان که بیکفایتی داشته و هر میزان که مقامات و جریانهای سیاسی بیخرد و نادان درون خودش جا داده، دو برابرش مخالف و اپوزیسیون احمق هم دارد.
در شرایطی که کشور یک جنگ شدید رو تجربه کرده، این جنگ در بعد نظامی فعلا متوقف شده، اما در ابعاد دیگر کاملا داره ادامه پیدا میکنه، مردم درون ایران که بخشیشون طرفدار و حامی این گروهها هستند زیر فشار هستند و در دیماه هم یک جنبش کاملا شکست خورده با تلفات بالای انسانی داشتن، اپوزیسیون خارج از کشور به جای پیدا کردن راه حلی برای جبران شکستهاش، یا راه حلی برای پیدا کردن عاملیت بر روی زمین و یا حتی مبارزه سیاسی با حکومت، درگیر خالهزنکبازیهایی شده که شنیدن یک ثانیه از بحثهاش حال آدم رو به هم میزنه. به معنای واقعی کلمه ابتذال محضه.
ماجرا این است که من فکر میکنم وضعیت داره خطرناکتر میشه. آن بخش از حامیان پهلویها و سلطنتطلبان که در مناطق مرزی بودند و فرزندی از دست دادن، برادری از دست دادن، خواهری از دست دادن، پدری از دست دادن، به هرحال به مسیر خودشون ادامه خواهند داد و تلاش میکنند به نظام سیاسی ضربه بزنند. اما ناامیدی از پهلوی و دفتر او که هر روز بیش از پیش خواهد بود، آنها را به سمت گروههایی میکشاند که حقیقتا برای ایران و آینده ایران ترسناک است: یا گروههای تجزیه طلب، یا مجاهدین خلق یا حتی کشورهای دیگر.
نظام سیاسی احتمالا از اختلافات درون اپوزیسیون و بیمایه بودن شخصیتهای سیاسی مخالف خود، از امید دانا گرفته تا علی کریمی و ایرج مصداقی و ... خوشحال و شاد و خندان خواهد بود؛ اما خطر اصلی و آتش زیر خاکستر را هم باید ببیند و چارهای باید بیندیشد که کار به درگیری نظیر دی ماه نرسد. وگرنه نه تنها نظام سیاسی که تمامیت ارضی ایران نیز در معرض تهدید خواهد بود.