چرا اسپانیایی؟
یکی از بچههای دانشگاه پیام داده میگه چی شده رفتی اسپانیایی بخونی؟ نگو که میخوای مهاجرت کنی اونجا؟
نکته قشنگ ماجرا اینه که من به معنای واقعی کلمه دارم اسپانیایی یاد میگیرم چون صرفا حس خوبی دارم. قرار هم نیست خیلی به خودم سخت بگیرم. اگه تا بهمن ماه طبق برنامه پیش رفت، دوست داشتم و با زبانشون حال کردم، خب میرم کلاس و جدیتر ادامه میدم. اگه هم نه، خب سادهاس، ولش میکنم.
کلا توی این رنج سنی که الان هستم، خیلی بیشتر دوست دارم چیزای مختلف رو یه نوکی بهش زده باشم. چون اصولا در بهترین زمان ممکن برای یادگیری( از نظر سنی) قرار دارم، دغدغههام به مراتب کمتره و ماجرا هم اینه که خب اینو یاد نگیرم چکار میکنم؟ میرم میشینم درس میخونم؟ نه من شب امتحانیم! صرفا میشینم سریال میبینم و وب گردی میکنم و وقت تلف میکنم.
حالا اینکه وسط اینا یکم میرم کمک داداشیم و اینا هم هست؛ اما خب اون برای من شغل حساب نمیشه که بگم مثلا زمانم رو تمام روز میذارم. صبح به صبح یک عکس به من میدن میگن این خالیه؛ خب من میرم یه سری قفسه رو پر میکنم و میام همین. در کل، اکثر تایمم اگه صرف یادگیری نشه صرف چیزای خوبی نمیشه. بنابراین یادگیری یه زبان دیگه حتی در حد جند کلمه، خب تجربه جالبیه دیگه.
تازه یکم از چینی میترسم وگرنه شروع میکردم چینی یادگرفتن؛ اما خب اونم اگه بعدا بخوام یاد بگیرم یاد میگیرم. کلا دوست دارم زبانای مختلف رو بلد باشم. به کار میاد.
فعلا بعد از سه روز در حد اینکه توی کافه بگم مثلا چای میخوام یاد گرفتم:
Hola sinorita, quiero un te, porfavor



