چند بخشی
بخش اول:
برای اولینبار برای تلگرامم تم نصب کردم. قشنگ شده و دوستش دارم. هرچند چیزی که میخوام نیست و بازم باید بیشتر بگردم؛ اما بازم دوستش دارم و به نظرم ایده بدی نیست:

هنوزم با یه سری چیزای تلگرامم مشکل دارم؛ اما خب با قشنگتر شدنش کار کردن باهاش برام راحتتر شده. الان که دیگه مثل قبل درگیر دانشگاه نیستم، عمده کارهام رو با WhatsApp و Microsoft Teams انجام میدم چون بخش کانالش رو جدا کرده از بخش چت و مزاحمتی ایجاد نمیکنه.
متاسفانه، و البته از نظر اینکه اینترنت کمتری مصرف میشه شاید بتونم بگم خوشبختانه اما حجم مصرفی فعلا در حدی نیست که وزنی بخوام براش در نظر بگیرم ، هنوز هم برخی کارهای درسیمون توی بله داره ادامه پیدا میکنه و مجبورم داشته باشمش و تجربه یکی دو هفته اخیرم نشون داده وقتی کاربرا توش نباشن سرعتش خیلی بیشتره.
بخش دو
بالاخره تصمیم گرفتم برم متخصص ریه. حدود یک ماه پیش سرما خوردم. یعنی تمام علائمش بود و رفتم دکتر و وقتی دید علاوه بر یک سری دارو که برای بیماری عفونی و اینها بود، یک سری دارو برای حساسیت و ... نوشت و گفت اگه سرفههات بعد از یک ماه خوب نشدن برو پیش متخصص که کار جدیتره.
و هنوز این سرفه لعنتی تمومی نداره و هنوز هم با هربار سرفه حس میکنم دیگه نمیتونم نفس بکشم و وقتی امروز تصمیم گرفتم فاصله مغازه تا خونه رو با دو بیام، وسط را نفسم گرفت و عملا پهن شدم وسط خیابون تا سه چهار دقیقه. به شدت حس بدی و ترسی که موقع بند اومدن نفس اضافه میشه هم به شدت بدترش میکنه.
بخش سه
گربه دم مغازه که میخواستم ازش عکس بگیرم و بذارم، مرد!
درواقع توسط یه گربه نر دیگه به قتل رسید و دم مغازهمون الان شده بخشی از قلمرو یه گربه زورگو و گنده دیگه که خودش رو گاهی لوس میکنه و وقتی بهش غذا میدیم نمیخوره ولی آب رو میخوره. چرا غذا نمیخوره؟
هر روز صبح میره توی چمنای پارک رو به رو و بلا استثنا هر روز صبح یه پرندهای، از کبوترای بیچاره اهالی گرفته تا گنجشکها، شکار میکنه و میخوره! به شخصه تا الان چنین گربه زرنگی ندیده بودم.